معنی قرهقویونلو
4 بازدید
[ قَ رَ قُ یُنْ ] (اِخ) قراقوینلو. رجوع به قراقوینلو شود.[ قَ رَ قُ یُنْ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۷۱ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و در مسیر شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. موقع آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۶۵ تن. آب آن از زرینه رود و محصول آن غلات، بادام، چغندر، حبوبات، کرچک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قُ یُنْ ] (اِخ) دهی از دهستان نازلو از بخش حومهٔ شهرستان ارومیه واقع در ۲۷ هزارگزی شمال خاوری ارومیه و ۵ هزارگزی خاور شوسهٔ ارومیه به سلماس. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۹۰ تن. آب آن از نازلوچای و محصول آن غلات، توتون، چغندر، حبوبات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جوراب بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قُ یُنْ ] (اِخ) دهی از دهستان تکاب بخش نوخندان شهرستان دره گز واقع در ۹ هزارگزی جنوب خاوری نوخندان و سر راه مالرو عمومی نوخندان. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۷۹ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. مزرعهٔ جوی بهار جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرهقویونلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر