معنی قرهقوچ
6 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز واقع در ۲۴ هزارگزی جنوب باختری خداآفرین و ۲۹ هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ۸ هزارگزی باختر گرمی و در مسیر شوسهٔ گرمی به بیله سوار. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۰۷ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهقوچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وچ» برای سرودن شعر