معنی قره‌قشلاق

معنی قره‌قشلاق

6 بازدید
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان لکستان بخش سلماس شهرستان خوی واقع در ۱۹ هزارگزی خاور سلماس و ۴۵۰۰ گزی جنوب شوسهٔ سلماس به طسوج. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۴۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ زولاوچمن و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۲۴۵۰۰ گزی شمال مهاباد و ۵ هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به ارومیه. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۵۳ تن. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و محصول آن غلات، توتون، چغندرقند، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کیوی بخش سنجبد شهرستان هروآباد واقع در ۱۰ هزارگزی شمال باختری مرکز بخش (کیوی) و ۲ هزارگزی شوسه اردبیل به هروآباد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است. سکنه ۱۳۵ تن. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع در ۳۴ هزارگزی شمال باختری میاندوآب و ۸ هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب. موقع جغرافیایی آن جلگه و باطلاق و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۱۳ تن. آب آن از زرینه رود و چاه و محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه واقع در ۱۲ هزارگزی شمال خاوری نقده به مهاباد. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ باطلاقی و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از کدارچای و محصول آن غلات، چغندر، توتون، برنج، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در ۳۲ هزارگزی خاور اهر و ۱۳۵۰۰ گزی شوسهٔ اهر به خیاو. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مایل به گرمی مالاریایی است. سکنهٔ آن ۶۵ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ قِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان ورگهان بخش هوراند شهرستان اهر واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب خاوری هوراند و ۲۲ هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۴ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و انگور. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌قشلاق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید