معنی قرهقباد
6 بازدید
[ قَ رَ قُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان افشاریهٔ ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۳۰ هزارگزی باختر کرج و ۹ هزارگزی راه شوسهٔ کرج به قزوین. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۶۲ تن. آب آن از قنات و رودخانهٔ کردان و محصول آن غلات، بنشن، صیفی، چغندرقند، لبنیات و مختصر انگور. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد، و از طریق نیکی امام ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ قُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین واقع در ۱۷ هزارگزی باختر آبیک و ۹ هزارگزی راه عمومی. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۳۳۳ تن. آب آن از دو رشته قنات و محصول آن غلات و چغندرقند. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد، و از طریق کاظم بیکی میتوان ماشین برد. این ده برج خرابهٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قرهقباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر