معنی قرهقاج
5 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان واقع در ۳۷ هزارگزی شمال باختری صحنه و ۱۲ هزارگزی باختر شوسهٔ کرمانشاه به سنقر. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۳۰ تن. آب آن از رودخانهٔ شاهپورآباد. محصول آن غلات، حبوبات، چغندرقند. شغل اهالی زراعت است. اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قرهقاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر