معنی قره‌دده

معنی قره‌دده

6 بازدید
[ قَ رَ دَ دَ ] (اِخ) کمال الدین دده خلیفه، معروف به قره دده یا دده جونکی. از دانشمندان است. وی در اماسیه از شهرهای آناطول پرورش یافت و در آغاز دباغی میکرد، سپس به درس و تحصیل همت گماشت و چیزی نگذشت که برای تدریس در مدرسهٔ بایزید در بروسه به سال ۹۳۵ هـ . ق. دعوت شد و سپس به سال ۹۵۰ به مدرسهٔ مرزیفون منتقل شد و مفتی دیاربکر و مدرس مدرسهٔ خسروپاشا در آنجا گردید و از آنجا به حلب و کفه منتقل شد و به سال ۹۶۲ استعفا کرد و به شهر بروسه برگشت و به سال ۹۷۵ هـ . ق. در همان شهر وفات یافت. او راست: حاشیه بر شرح سعدالدین تفتازانی بر تصریف عزی از ابوالفضائل ابراهیم بن عمادالدین معروف به زنجانی. این کتاب در بولاق به سال ۱۲۵۵ هـ . ق. و در آستانه به سال ۱۲۸۸ هـ . ق. چاپ شده است. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۰۵، ۱۵۰۷).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌دده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید