معنی قرهداش
5 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین واقع در ۳۰ هزارگزی شمال ضیاءآباد و ۱۲ هزارگزی راه شوسه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۳۵ تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، دیمی و مختصر انگور. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ چگینی هستند و تغییر مکان نمیکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ۲۶ هزارگزی خاور آوج. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۸۲۹ تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و قالی بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۳۳۵۰۰ گزی جنوب خاوری قره آغاج و ۵۱۰۰ گزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۰۸ تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، نخود، زردآلو و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور در ۶ هزارگزی جنوب خاوری قدمگاه. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است. سکنه ۲۲۳ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع در ۶۲ هزارگزی شمال خاوری کدکن. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۵ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرهداش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر