معنی قرهتپه
4 بازدید
[ قَ رَ تَ پْ پِ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران واقع در ۳ هزارگزی خاور علیشاه عوض و یک هزارگزی راه علیشاه عوض به تهران. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل است. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از دو رشته قنات و محصول آن غلات، چغندرقند، سیب زمینی، پیاز، میوه جات. شغل اهالی زراعت است. از آثار قدیم تپه ای دارد. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ تَ پْ پِ ] (اِخ) دهی است جزء بخش حومهٔ شهرستان ساوه واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب خاور ساوه و ۵ هزارگزی راه ساوه به قم. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل است. سکنهٔ آن ۶۶ تن. آب آن از چشمه سار و رودخانهٔ وفرقان و محصول آن غلات و مختصر لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. قشلاق چند خانوار از ایل شاهسون بغدادی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ تَ پْ پِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه واقع در ۲۴ هزارگزی خاور ساوه و ۳ هزارگزی راه ساوه به قم. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۸۹ تن. آب آن از رودخانهٔ قره چای و محصول آن غلات و مختصر لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان گلیم بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان قره طقان بخش بهشهر شهرستان ساری واقع در ۱۲۰۰۰ گزی باختر بهشهر و ۶۰۰۰ گزی شمال ایستگاه رستم کلادشت. هوای آن معتدل مرطوب مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۵۰ تن. آب آن از چاه و لب شور. محصول آن غلات، پنبه، صیفی. شغل اهالی زراعت است. راه فرعی از ایستگاه راه آهن رستم کلا و تپه ای از آثار ابنیهٔ قدیم دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان تسوج بخش شبستر شهرستان تبریز واقع در ۳۱ هزارگزی باختر شبستر و ۴ هزارگزی شوسهٔ صوفیان به سلماس. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل است. سکنهٔ آن ۱۱۵۶ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان نیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۳۸ هزارگزی جنوب باختر اردبیل و یک هزارگزی شوسهٔ تبریز به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۵۹۲ تن. آب آن از چشمه و رودخانهٔ آغلقان و محصول آن غلات و صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء حومهٔ بخش زنوز شهرستان مرند واقع در ۱۹ هزارگزی شمال مرند و ۳ هزارگزی شوسه و خط آهن مرند به جلفا. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۱۹ تن. آب آن از چشمه و قنات میباشد. محصول آن غلات، پنبه، زردآلو. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان سوباساز بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در ۳۸ هزارگزی جنوب باختری پلدشت، دارای راه ارابه رو به ماکو است. موقع جغرافیایی آن دامنهٔ معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۶۰۰ تن. آب آن از ساری سو و محصول آن غلات، پنبه، توتون، کنجد، حبوبات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است. راه ارابه رو دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۸۰ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۷ هزارگزی خاور شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. جلگهٔ معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۲۴ تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان دیجو از بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۱۵ هزارگزی شمال باختری اردبیل و ۱۶ هزارگزی شوسهٔ اردبیل به خیاو. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۷۹ تن. آب از رودخانهٔ قره چای و محصول آن غلات، حبوبات، صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء بخش نمین شهرستان اردبیل واقع در ۱۸ هزارگزی خاور اردبیل و ۱۰ هزارگزی شوسهٔ اردبیل به آستارا. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۳۱۴ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع در ۶ هزارگزی شمال خاوری میاندوآب و در مسیر شوسهٔ میاندوآب به مراغه. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۴۲ تن. آب آن از رودخانهٔ لیلان و چاه و محصول آن غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان گلیم بافی است. راه شوسه دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان اوچ تپهٔ بخش ترکمان شهرستان میانه واقع در ۱۰ هزارگزی جنوب خاوری ترکمان و ۳ هزارگزی شوسهٔ تبریز به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۹۴ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان رهال بخش حومهٔ شهرستان خوی واقع در ۲۰۵۰۰ گزی جنوب باختری خوی و ۱۵۰۰ گزی باختر شوسهٔ خوی به سلماس. موقع آن دامنهٔ کوه. هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۶۲ تن. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خسروشاه بخش اسکو از شهرستان تبریز واقع در ۱۷ هزارگزی باختر اسکو و ۳۵۰۰ گزی شوسهٔ اسکو به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل است. سکنهٔ آن ۱۱۴ تن. آب آن از آجی چای و چشمهٔ اسکو و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر واقع در ۴۰ هزارگزی شمال خیاو و ۱۵ هزارگزی شوسهٔ گرمی به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۹۶ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان چایپارهٔ بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری قره ضیاءالدین و ۴۵۰۰ گزی شمال ارابه رو تاج خاتون به حاجی لر. موقع جغرافیایی آن دامنهٔ مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۵ هزارگزی خاور سنقر کنار راه عمومی سنقر به اسدآباد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۴۰ تن. آب آن از رودخانهٔ ده الیاس و چشمه و قنات. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، قلمستان، میوه جات. شغل اهالی زراعت است. در اراضی این ده بوتهٔ گون وجود دارد و هر دو سال یک مرتبه کتیرا گرفته میشود. راه فرعی به سنقر و دبستان یخچال دارد. اهالی به قالیچه، جاجیم، پلاس بافی اشتغال دارند. قالیچه و جوراب و دستکش در سنقر به خوبی مشهور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ تَ پْ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان خالصهٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۷ هزارگزی باختر کرمانشاه و ۴ هزارگزی باختر یلوه. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۸۶ تن. آب آن از چشمه و چاه و محصول آن غلات، حبوبات، دیمی، لبنیات. شغل اهالی زراعت است. در تابستان راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ تَ پْ پِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان واقع در ۲۰۰۰۰ گزی باختر نجف آباد و ۸۰۰۰ گزی جنوب راه نجف آباد به دامنه. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۹۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «قرهتپه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «په» برای سرودن شعر