معنی قرهبلاغ
4 بازدید
[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد واقع در ۶ هزارگزی شمال آقکند و ۱۹۵۰۰ گزی شوسهٔ میانه به زنجان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۸۵۱ تن. آب آن از سه رشته چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات، سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی جاجیم بافی و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در ۸ هزارگزی جنوب باختری ورزقان و ۲۵۰۰ گزی ارابه رو تبریز به اهر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۹۲ تن است. آب آن از دو رشته چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب و ۱۷ هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۷۴۳ تن. آب آن از رودخانهٔ سارق میباشد. محصولات آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع در ۳۱ هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و ۷هزارگزی شوسهٔ میانه به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۶۲۴ تن. آب آن از چشمه است. محصولات آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان علمدارگرگر بخش جلفا از شهرستان مرند واقع در ۴۵ هزارگزی شمال باختری مرند و ۴ هزارگزی شوسهٔ جلفا به خوی. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل است. سکنه ۵۴۹ تن. آب آن از چشمه و قنات و محصولات آن غلات، حبوبات، پنبه و شغل مردم آن زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان هرزندات بخش زنوز شهرستان مرند واقع در ۳۰ هزارگزی شمال باختری مرند و ۱ هزارگزی شوسه و خط آهن جلفا به مرند. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۷۴ تن. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، نخود. شغل مردم آن زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۶۷۵۰۰ گزی جنوب خاوری مراغه و ۸۵۰۰ گزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۷۳ تن. آب آن از چشمه سارها و محصولات آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. در دو محل به فاصلهٔ دو کیلومتر به نام قره بلاغ بالا و پایین مشهور و سکنهٔ قره بلاغ پایین ۷۰ نفر میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان کله بوز بخش مرکزی شهرستان میانه واقع در ۱۰ هزارگزی جنوب باختری میانه و ۶ هزارگزی خط آهن میانه به مراغه و ۹ هزارگزی شوسهٔ تبریز به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل است. سکنهٔ آن ۱۹۴ تن. آب آن از چشمه است. محصولات آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ۱۲ هزارگزی شمال سراسکند و ۶ هزارگزی شوسهٔ تبریز به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۱۷ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه واقع در ۱۶ هزارگزی شمال نقده و ۶۵۰۰ گزی باختر شوسهٔ نقده به ارومیه. موقع جغرافیایی آن دره و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۱۳۵ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۱۱۵۰۰ گزی خاور مهاباد و ۱۰ هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۷۱ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان. واقع در ۱۶ هزارگزی شمال باختر اسدآباد و ۹ هزارگزی جنوب باختر چنارعباسخان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۴۱۸ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ۵۴ هزارگزی شمال باختر آوج و ۴۲ هزارگزی راه عمومی. آب آن از چشمه سار و محصولات آن غلات، سیب زمینی و عسل. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی و گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و با مختصر اصلاحی از طریق آبگرم میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران واقع در ۹ هزارگزی شمال ورامین و ۵ هزارگزی باختری راه شوسهٔ ورامین به تهران. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۷۲ تن. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، صیفی، چغندرقند. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ۸ هزارگزی جنوب گرمی و ۸ هزارگزی شوسهٔ گرمی به بیله سوار. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۶۱ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان آلان براغوش بخش آلان براغوش شهرستان سراب واقع در ۲۷ هزارگزی شمال خاوری مهربان و ۲۱ هزارگزی شوسهٔ تبریز به سراب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۹ تن. آب آن از رودخانهٔ چاکی چای و چشمه و محصولات آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج واقع در ۲۸ هزارگزی شمال خاوری قروه و ۵ هزارگزی خاور ندرشه. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۴۷ تن است. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، میوه جات، انگور، قلمستان، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی است. راه مالرو دارد، تابستان از راه باباگرگر اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان واقع در ۳۶ هزارگزی شمال باختری رزن. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، دیم، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی است. راه مالرو دارد و تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان سیلتان شهرستان بیجار واقع در ۳۶ هزارگزی جنوب باختری حسن آبادسوگند و کنار راه عمومی بیجار به تکاب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۴۰ تن است. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو و پاسگاه ژاندارمری دارد. خط تلفن و تلگراف از کنار آبادی میگذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانهٔ شهرستان سقز واقع در ۶ هزارگزی جنوب باختر بانه. سکنهٔ آن ۳۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نجف آباد شهرستان بروجرد واقع در ۸ هزارگزی شمال باختر بیجار و ۲ هزارگزی شمال شوسهٔ بیجار به سنندج. سکنهٔ آن ۱۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان شش ده قره بلاغ بخش مرکزی شهرستان فسا واقع در ۵۰۰۰ گزی خاور فسا و ۲۰۰۰ گزی راه فرعی فسا به داراکویه. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۳۰ تن. آب آن از چاه و محصولات آن غلات، پنبه، حبوبات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی و گلیم بافی است. راه فرعی دارد. ساکنین از طایفهٔ اینانلو هستند که تخته قاپو شده اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «قرهبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر