معنی قره‌باغ

معنی قره‌باغ

3 بازدید
[ قَ رَ ] (اِ مرکب) آهنگی است در موسیقی. رجوع به آهنگ شود.
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین واقع در ۱۲ هزارگزی شمال ضیاءآباد متصل به جادهٔ شوسهٔ زنجان است. این ده در دامنه قرار گرفته و هوائی معتدل دارد. سکنهٔ آن ۱۴۷ تن. آب آن از قنات و محصولات آن غلات دیمی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی و گلیم و جاجیم بافی است. راه ماشین رو دارد. ساکنین از طایفهٔ جلیلوند هستند و تغییر مکان نمیکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ رَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شیراز است. حدود و مشخصات آن به قرار زیر میباشد: از شمال تپه های سلطان آباد و دهستان حومهٔ شیراز، از جنوب دهستان کوار، از خاور ارتفاعات بیدزرد و گردنهٔ باباحاجی، از باختر دهستان سیاخ. این دهستان تقریباً در جنوب خاوری بخش واقع گردیده، هوای آن معتدل مالاریایی است. آب مشروب و زراعتی از چشمه و قنات و چاه تأمین میگردد. محصولات آن غلات، برنج، چغندرقند، حبوبات، و جزئی انگور. شغل اهالی زراعت. از ۲۵ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و مرکز آن قریهٔ طغرآباد میباشد. نفوس دهستان بالغ بر ۷۲۰۰ تن است. قراء مهم آن عبارتند از: سلطان آباد، کوشک بیدک، کچی، محمودآباد، شاپورجان، دولت آباد، ده نو. راه ارتباطی دهستان با شیراز اتومبیل رو است. بیشه یا نی زار قره باغ در وسط دهستان قرار داشته و باطلاقی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان انزل بخش حومهٔ شهرستان ارومیه واقع در ۶۳ هزارگزی شمال ارومیه و ۶۵۰۰ گزی شمال خاوری شوسهٔ ارومیه به سلماس. در دره قرار گرفته و هوائی معتدل سالم دارد. سکنهٔ آن ۱۵۷۵ تن. آب آن از چشمه و قنات و محصولات آن غلات، چغندر، توتون، حبوبات، بادام، کشمش. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو و دبستان و پاسگاه ژاندارمری دارد. مرکز دهستان انزل میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان طاغنکوه بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور واقع در ۲۴ هزارگزی باختر فدیشه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۳۹۴ تن. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌باغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید