معنی قرهبابا
7 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اوجان بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع در ۱۰ هزارگزی جنوب بستان آباد و ۳ هزارگزی شوسهٔ میانه به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۲۷۱ تن. آب آن از رودخانهٔ چناق بلاغ و چشمه است. محصولات آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع در ۲۷ هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و ۳ هزارگزی شوسهٔ میانه به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۵۴ تن. آب آن از چشمه است. محصولات آن غلات، یونجه، درخت تبریزی. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۲۲ هزارگزی جنوب باختری تکاب و ۸ هزارگزی شمال باختری راه ارابه رو تکاب به میرانشاه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل سالم. سکنهٔ آن ۷۵ تن. آب آن از چشمه سارها است. محصولات آن غلات، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهبابا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر