معنی قرهآغاجلو
5 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان یافت بخش هوراند شهرستان اهر واقع در ۱۶۵۰۰ گزی جنوب خاوری هوراند و ۲۶۵۰۰ گزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی مایل به گرمی مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۶۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ قره سو و چشمه و محصولات آن غلات، برنج، پنبه، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. اینجا محل سکنای ایل حسینکلو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ۴۰ هزارگزی جنوب باختر گرمی و ۲۰ هزارگزی شوسهٔ گرمی به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۲۹۸ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. در دو محل نزدیک هم به نام قره آغاجلوی بالا و پایین مشهور، و سکنهٔ قره آغاجلوی بالا ۱۱۵ نفر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب آغ کند و ۱۱۵۰۰ گزی شوسهٔ میانه به زنجان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۱۴ تن. آب آن از دو رشته چشمه و محصولات آن غلات و حبوبات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهآغاجلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر