معنی قرهآغاج
6 بازدید
[ قَ رَ ] (ترکی، اِ مرکب) درخت نارون. (السنهٔ ترکیه و فرانسویه نک لغتی). رجوع به نارون شود.[ قَ رَ ] (اِخ) (کوه...) در شمال غربی خوار و شمال ورامین قرار گرفته و محل نشو و نمای سن است. این حشره غالباً از این کوه برخاسته و به زراعت ورامین و خوار و نقاطی که در امتداد آنها واقع است خسارت وارد می آورد. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۳۵۵ و ۳۵۶).[ قَ رَ ] (اِخ) قره آقاج. دهی است جزء دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ۴۸ هزارگزی خاور آوج. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۰۷ تن. آب آن از قنات و چشمه و محصولات آن غلات، سیب زمینی، انگور، جالیز میباشد. شغل اهالی زراعت و قالیبافی و گلیم بافی است. راه مالرو دارد و از طریق افشارمحمد میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش کرج شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۴۲ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ رَ ] (اِخ) قره آقاج. ده مخروبه ای است از بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس در ۷۰۰۰۰ گزی خاوری داشلی برون. موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل. مردم آن در حدود ۵۰۰ تن هستند و به چادرنشینی روزگار میگذرانند. آب آن از چشمه سار و محصولات آن غلات و مختصر برنج و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. فعلاً به حالت چادرنشینی در اطراف متفرقند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان رودقاب بخش مرکزی شهرستان مرند واقع در ۱۹ هزارگزی جنوب خاوری مرند و ۴ هزارگزی خط آهن مرند به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ سردسیر است. سکنه ۵۲۶ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیبافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) قره آقاج. دهی است مرکز بخش قره آغاج و دهستان چهاراویماق از شهرستان مراغه واقع در ۷۷ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۲۲ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۴۹ تن. آب آن از چشمه سار و محصولات آن غلات، نخود، بزرک، زردآلو و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و فرش بافی است. راه ارابه رو دارد. دارای دوائر دولتی و بخشداری و بهداری و ژاندارمری و نمایندهٔ سیار آمار و درمانگاه و دبستان و ۱۲ باب دکان مختلف پیشه وری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان باراندوزچای بخش حومهٔ شهرستان ارومیه واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و در مسیر شوسهٔ ارومیه به مهاباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل سالم است. سکنه ۴۸۲ تن. آب آن از باراندوزچای و محصولات آن غلات، توتون، چغندر، حبوبات، برنج، انگور و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است. راه شوسه و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان سکمن آباد بخش حومهٔ شهرستان خوی واقع در ۵۴۵۰۰ گزی شمال باختری خوی و ۶ هزارگزی باختر شوسهٔ خوی به سیه چشمه. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۱۲۸ تن. آب آن از آقچای و چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان قره قویون بخش حومهٔ شهرستان ماکو واقع در ۵۶ هزارگزی جنوب خاوری ماکو و ۲۵۰۰ گزی خاور شوسهٔ خوی به ماکو. موقع جغرافیایی آن درهٔ معتدل مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۹۱ تن. آب آن از قنات و چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان سکمن آباد بخش حومهٔ شهرستان خوی واقع در ۵/۵۴ کیلومتری شمال باختری خوی و ۶ کیلومتری باختر شوسهٔ خوی به سیه چشمه. دامنهٔ سردسیر سالم. سکنهٔ آن ۱۲۸ تن که شیعه و سنی هستند. ترکی و کردی زبان. آب آن از آقچای و چشمه و محصولات آنجا غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه واقع در ۲۱ هزارگزی جنوب خاوری هشتیان و یک هزارگزی شمال راه ارابه رو. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۱۱۴ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان به به جیک بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو واقع در ۴۱ هزارگزی جنوب خاوری سیه چشمه و ۶ هزارگزی جنوب راه ارابه رو ایشکه سو به کران پائین. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۲۵ تن. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان گورک بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۵۵ هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و ۳۳ هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به سردشت. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۱۰۵ تن. آب آن از سیمین رود و محصولات آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان مراغه در جنوب خاوری شهرستان. از شمال به بخش سراسکند، از جنوب به بخش تکاب، از خاور به بخش مرکزی میانه، از باختر به دهستان گاودول بخش مرکزی مراغه محدود است. موقع بخش کوهستانی معتدل مالاریائی است. آب قراء از رودخانه های آیدوغموش، قلعه، قوشقوان، قرانقو و قنوات و چشمه سارها تأمین میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات، نخود، بزرک، لپه است. شغل ساکنین زراعت و صنایع دستیشان فرش و جاجیم و گلیم و جوراب بافی میباشد. بخش قره آغاج از دو دهستان به نام چهاراویماق و قوریچای و ۳۵۷ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع نفوس آن در حدود ۶۴۰۵۰ تن است. راههای مورداستفادهٔ بخش قره آغاج شوسهٔ مراغه به میانه است، مابقی راهها مالرو و صعب العبور است. ابنیه و آثار قدیمی در آبادی قلعه نزدیک به قریهٔ ارزه خوران که معدن طلای زنجان بالای تپه قلعهٔ خرابه به نام (کورقلعه سی) میباشد و از تاریخ بنای آن اطلاعی در دست نیست ولیکن از آثار قدیمی است. در ۲کیلومتری قریهٔ بایزید آثار قلعهٔ خرابه موسوم به قلعهٔ ضحاک وجود دارد. آب های معدنی: در قریهٔ آب گرم، چشمهٔ آب گرم معدنی که اهالی برای معالجهٔ امراض جلدی و روماتیسم در آن استحمام نموده و معالجه میشوند. در قریهٔ سلطان آباد نیز چندین چشمه وجود دارد که برای استخراج نمک مورد استفاده قرار میگیرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان خدابنده لو از بخش قروهٔ شهرستان سنندج واقع در ۲۴۰۰۰ هزارگزی جنوب خاوری گل تپه و ۲۰۰۰ گزی باختر شوسهٔ همدان به بیجار. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از چشمه و قنات و محصولات آن غلات، انگور، حبوبات، صیفی و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هروآباد واقع در ۷۵۰۰ گزی باختر هروآباد و ۳۵۰۰ گزی شوسهٔ هروآباد به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنه ۹۳ تن. آب آن از دو رشته چشمه و محصولات آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ ] (اِخ) (رود...) در فارس قرار دارد. سیاخ که یکی از بلوک فارس است از این رود مشروب میشود. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۲۳۴).
کلمات همقافیه با «قرهآغاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر