معنی قرنین
5 بازدید
[ قَ نَ ] (ع اِ) تثنیهٔ قرن. دو قرن. رجوع به قرن شود.[ قَ نَ ] (اِخ) (ذوالـ ...) رجوع به ذوالقرنین شود. لقب اسکندر است.[ قَ نَ ] (اِخ) جایی است در بالاترین نقطهٔ وادی دولان از ناحیهٔ مدینه که بدان ذات القرنین نیز گویند. (معجم البلدان).[ قَ ] (اِخ) دهی است از قصبهٔ نیشک از نواحی سجستان. احمدبن سهل بلخی گوید: آن شهر کوچکی است و دارای ده هاست، در طرف چپ کسی واقع شود که به بُست رود، و مسافت آن از سرور دو فرسنگ است. صفاریان که بر فارس و خراسان و سجستان و کرمان غلبه کردند از این شهرند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر