معنی قرنوة
7 بازدید
[ قَ نُ وَ ] (ع اِ) بار درخت عود که کوچکتر از فلفل باشد، یا گیاهی است دیگر که در ریگ روید و بدان پوست پیرایند. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). گیاهی است که در ریگ برآید و به آن دباغت کنند مَشک را. || ماری است سرونش شبیه دو گوشت پاره برآمده بر سر باشد و اکثر در افاعی باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). یک نوع ماری که در سر دو گوشت پارهٔ برآمده دارد شبیه به سرون. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قرنوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر