معنی قرمیسینی
5 بازدید
[ قِ ] (ص نسبی) نسبت است به قرمیسین. و آن معرب کرمانشاه است. (انساب سمعانی) (معجم البلدان).[ قِ ] (اِخ) ابراهیم بن شمیان، مکنی به ابواسحاق. در عصر خود ریاست جبال را داشته و کرامات از او نقل شده است. وی با مشایخی از قبیل ابوعبداللََّه مقری مصاحبت داشته است. (انساب سمعانی).[ قِ ] (اِخ) عبدالملک بن ابراهیم بن احمدبن حسین. از کرمانشاهان است که در بغداد به سال ۳۰۷ هـ .ق. تولد یافت. از راویان مورد اطمینان بود. (انساب سمعانی).[ قِ ] (اِخ) عمربن سهل بن ابی الجعد، مکنی به ابوعمر. از حافظان حدیث است. وی به دینور آمد و به همدان سفر کرد و حدیث گفت و به سال ۳۳۰ هـ .ق. وفات یافت. (انساب سمعانی). عمربن سهل بن اسماعیل بن جعد حافظ دینوری ملقب به کدو. وی به سال ۳۱۷ هـ .ق. به همدان آمد، از ابی قلابه روایت کرد. ابوالحسین بن صالح و فرزندش از او روایت دارند. او ثقة، حافظ و صدوق بود و گویند وی حافظتر و بافهم تر از ابن وهب بوده است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرمیسینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر