معنی قرموص
5 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) خانهٔ زمین کند و گو فراخ درون تنگ دهانه که مردم سرمازده در آن گرم شوند و سرما دفع کند. || جای کوماج نهادن. || جای تخم نهادن کبوتر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قرمص و قرماص شود.
کلمات همقافیه با «قرموص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر