معنی قرمه
5 بازدید
[ قُ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) نوعی خورش که مرکب است از گوشت خردکرده و سبزی و لوبیا و غیره. قرمه سبزی. - قرمه کردن؛ تکه تکه کردن. قیمه کردن. خرد کردن.
کلمات همقافیه با «قرمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر