معنی قرملة
6 بازدید
[ قَ مَ لَ ] (ع اِ) یکی قرمل. درختی است سست و بی خار که زیر پا بشکند، و بدان مثل زده شده است: ذلیل عاذَ بقرملة؛ یعنی خود خوار است و پناه به ذلیلی دیگر برده است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قرملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر