معنی قرمل
10 بازدید
[ قَ مَ ] (ع اِ) درختی است سست و نرم و بی خار، چون زیر پا افتد بشکند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).[ قِ مِ ] (ع اِ) شترکرهٔ بُختی. || شتر دوکوهانه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). ج، قَرامِل. (منتهی الارب). || موی بند زنان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || شتر ریزهٔ بسیارپشم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).[ قَ مَ ] (اِخ) اسب عروةبن بدر. (منتهی الارب).[ قَ مَ ] (اِخ) ابن حمیم. پادشاهی است که دورهٔ او پس از زمان مرثدبن جدن بود. و آن را به ضمه نیز خوانند. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر