معنی قرمزیة
4 بازدید
[ قِ مِ زی یَ ] (ع ص نسبی) (الحُمّی...) سرخجه. سرخک. تب قرمزی مرضی است مسری و خطرناک که از میکرب ستربتوکوکس خونی ناشی میشود. انقلاب این مرض در مدت یک هفته به نهایت میرسد و بدن یکپارچه به رنگ قرمز درمی آید که در آن نقطه هائی از قرمزی روشن و کوچک به چشم میخورد و به سبب التهاب درد گوش عارض میگردد. در دوران نقاهت بدن پوست می اندازد. این مرض به وسیلهٔ حرف زدن و سرفه کردن به دیگری منتقل میشود. پنی سیلین و برخی داروهای قدیمی برای مبارزه با این بیماری به کار میرود. (الموسوعة العربیة).
کلمات همقافیه با «قرمزیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر