معنی قرقچی
7 بازدید
[ قُ رُ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) محصل منع. (آنندراج). قرق کننده. منع کننده. آنکه مأمور قرق کردن شکارگاه شاه است تا دیگری در آنجا صید نکند:
کلمات همقافیه با «قرقچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر