معنی قرقوس
6 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) بیابان فراخ. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قَرَقوس شود.[ قَ رَ ] (ع اِ) زمین هامون سفت نرم ستبر بی گیاه. و گاه است که بیرون آمده است از او آب سوزندهٔ پلیدی که گویا پاره ای آتش است و بلند و آرمیده میباشد. (شرح قاموس). بیابان فراخ درشت تابان بی گیاه برآمدنگاه آب گرم پلید، گویا پرکالهٔ آتش است. || کلمه ای است که بدان بزغاله ای را وقت توبره نمودن خوانند، و نیز سگ را بدان خوانند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرقوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر