معنی قرقه
5 بازدید
[ قَ قَ ] (اِخ) قارقا. دهی جزء دهستان ابرغان بخش مرکزی شهرستان سراب واقع در ۲۱ هزارگزی جنوب باختری سراب و ۱۲۰۰۰ گزی شوسهٔ سراب به تبریز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل است. سکنهٔ آن ۷۰۲ تن. آب آن از نهر و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر