معنی قرقل
5 بازدید
[ قَ قَ ] (ع اِ) پیراهن زنان. || جامه ای است بی آستین. ج، قَراقِل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قَ قَ ل ل ] (ع اِ) رجوع به مادهٔ فوق شود.[ قُ قُ ] (اِخ) دهی از دهستان چری بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۴۳ هزارگزی شمال باختری قوچان. کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۶ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر