معنی قرقار
7 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) بانگ شتر و کبوتر. || اسم است قرقرة را. || نوعی از آوند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قَ قا رِ ] (ع اِ فعل) آواز بکن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). اسم فعل است بمعنی امر، و آن شاذ است، چه از رباعی مجرد بنا شده است. (اقرب الموارد). و این کلمه معدول از قرقر بمعنی صوت است، و از رباعی جز لفظ قرقار و عرعار لفظ دیگری معدول نشده است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر