معنی قرضاب
5 بازدید
[ قِ ] (ع ص) آنکه چیز خشک خورد. || کسی است که هرچه بیند بخواهد، و از این جهت دزد را گویند. (اقرب الموارد) (اشتقاق ابن درید). دزد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تیغ بران که استخوان بُرَد. || چیز اندک و حقیر. || آنکه هر چیز بیابد بخورد و چیزی نگذارد. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) شیر بیشه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ قِ ] (اِخ) شمشیر مالک بن نویره. (منتهی الارب).[ قِ ] (اِخ) ابن ثوبان. صاحب آبی است در راه مکه که بدو منسوب است. (اشتقاق ابن درید).
کلمات همقافیه با «قرضاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر