معنی قرصافة
3 بازدید
[ قِ فَ ] (ع اِ) بادفر که بازیچه است کودکان را از جرم مدور و جز آن که گرد گردد. || (ص) زن و ناقهٔ گرداندام، چنانکه گوئی گوی چوگان است. (منتهی الارب). - قاصّة قرصافة؛ بازی است عرب را. (منتهی الارب).[ قِ فَ ] (اِخ) نام زنی است مجهول النسب که از عایشه روایت کند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرصافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر