معنی قرشمال
5 بازدید
[ قِ رِ ] (ص، اِ) غربال بند. کولی. || مجازاً، بی حیا. بی شرم. (لهجهٔ قزوینی). در بهار عجم و آنندراج آمده: به فتحتین، مطربان همراهی کاولیها از بحر طویلی که شیخ ابوالفیض فیضی متضمن لغات متضاده در هجو تصنیف نموده معلوم شد که زبان این جماعة است. (بهار عجم) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قرشمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر