معنی قرزوم
6 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) کندهٔ موزه دوزان. (منتهی الارب). فرزوم. (اقرب الموارد). رجوع به فرزوم شود. || کالبد کفش گران. (منتهی الارب). || تختهٔ کفش گران که بر آن کفش را اندازه نمایند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرزوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر