معنی قردامون
5 بازدید
[ قَ ] (معرب، اِ) قردامن. || کرویای کوهی. (ناظم الاطباء). رجوع به قردامن شود.
کلمات همقافیه با «قردامون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر