معنی قرخ‌بلاغ

معنی قرخ‌بلاغ

4 بازدید
[ قِ بُ ] (ترکی، اِ مرکب) چهل چشمه.
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حاجیلو از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان واقع در ۲۴۰۰۰ گزی باختر قصبهٔ کبودرآهنگ و ۳۰۰۰ گزی باختر پیرانبار. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۵۵ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، لبنیات، انگور، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد، تابستان از پیرانبار اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع در ۱۸۰۰۰ گزی جنوب باختری خیاو و ۱۸۰۰۰ گزی شوسهٔ خیاو به اهر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی، معتدل و سکنهٔ آن ۵۳ تن است. آب آن از چشمه و رود گرگری و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در ۱۵۵۰۰ گزی باختر اهر و ۲۵۰۰ گزی شوسهٔ تبریز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۱۳۴ تن است. آب آن از رودخانهٔ اهرچای و چشمه. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنجا گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوراَئیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۲۵ هزارگزی جنوب اردبیل و ۲۰ هزارگزی شوسهٔ تبریز به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۱۳۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان خروسلو از بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ۳۴ هزارگزی باختر گرمی و ۱۷ هزارگزی گرمی به اردبیل. موقع جغرافیایی آن جلگه گرمسیر است سکنهٔ آن ۱۶۵ تن است. آب آن از چشمه و رودخانهٔ درآورد و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب واقع در ۲۴ هزارگزی شمال خاوری سراب و ۱۴ هزارگزی شوسهٔ سراب به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۲۲۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و محصول دامی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۱۰ هزارگزی باختر قره آغاج و ۲۰ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۲۳۲ تن و آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قِ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو واقع در ۱۷۵۰۰ گزی جنوب خاوری سیه چشمه در مسیر شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۲۶۸ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه شوسه و پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «قرخ‌بلاغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید