معنی قرحتاوی
4 بازدید
[ قَ رَ وی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قرحتاء. رجوع به قرحتاء شود.[ قَ رَ وی ی ] (اِخ) عبدالملک بن وهیب بن هارون. از محدثان و از مردم قرحتاء است. وی از عم خود عبداللََّه بن هارون روایت کند و ابوبکر احمد بحتری از او روایت دارد. (از معجم البلدان).[ قَ رَ وی ی ] (اِخ) عبداللََّه بن هارون. یکی از صالحان است. وی از محمدبن صالح بن بیهش روایت کند و برادرزاده اش عبدالملک بن وهیب از او روایت دارد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرحتاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر