معنی قربق
8 بازدید
[ قُ بَ ] (معرب، اِ) دکان تره فروش. || دکان می فروش. (منتهی الارب). دکان بقال. و آن معرب کربه (کلبهٔ) فارسی است. (از اقرب الموارد).[ قُ بَ ] (اِخ) نام بصره است در قول قحفان عنبری : ما شربت بعد طوی القربق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نام جایی است. ابوعبید آن را به کاف و قاف هر دو روایت کند و گوید: آن بصره است. اصمعی سراید: یتبعن ورقاء کلون العوهق لاحقة الرجل عنود المرفق یا ابن رقیع هل لها من مغبق ما شربت بعد قلیب القربق. نضربن شمیل گوید: این کلمه فارسی معرب و اصل آن کلبه است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قربق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر