معنی قربة

معنی قربة

9 بازدید
[ قُ بَ ] (ع اِمص) خویشی. || نزدیکی. (منتهی الارب). قرب. گویند قربة در منزلت است و قرب در مکان و قربی در رحم است. (از اقرب الموارد). قُرُبة. رجوع به قُرب شود. - قصد قربة (قربت). رجوع به قصد شود.
[ قُ رُ بَ ] (ع اِمص) نزدیکی. خویشی. (منتهی الارب). قربة و قُرَبة، آنچه بدان به خدای تعالی تقرب جویند از کارهای نیکو و طاعت. ج، قُرَب، قُرَبات. (از اقرب الموارد).
[ قُ بَ ] (اِخ) رودباری است. و این ممنوع الصرف است. (منتهی الارب).
[ قِ بَ ] (ع اِ) مَشک. || مشک شیر. || مشک یک کرانه دوخته. ج، قِرَب، قِرْبات، قِرِبات. (منتهی الارب). || مشک آب. || و در مثل آرند: لقیت منه عرق القربة، اصمعی گوید: بمعنای لقیت منه الشدة است، و برخی گفته اند منظور عرقی است که از حامل مشک جاری شود. (از اقرب الموارد).
[ قَ رَ بَ ] (ع اِ) آب و جز آن که به پُری رساند آوند را. (منتهی الارب).
[ قِ بَ ] (اِخ) (ابن ابی...) احمدبن علی بن حسین عجلی. از محدثان است. (منتهی الارب).
[ قِ بَ ] (اِخ) (ابو...) کنیهٔ اسب عبیدبن ازهر است. (منتهی الارب).
[ قُ رَ بَ ] (اِخ) نام وادیی است. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «قربة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید