معنی قربانآباد
5 بازدید
[ قُ ] (اِخ) دهی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان که در ۸۳ هزارگزی شمال باختری رفسنجان و ۵۰۰۰ گزی خاور شوسهٔ رفسنجان به یزد واقع است. موقع جغرافیایی آن سردسیر و سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پسته و پنبه. شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قُ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد و محولات شهرستان تربت حیدریه واقع در ۱۹ هزارگزی فیض آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آتابای بخش پهلوی دژ شهرستان گنبدقابوس واقع در ۱۱۰۰۰ گزی جنوب پهلوی دژ. موقع جغرافیایی آن دشت و معتدل مرطوب مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن است. آب آن از فاضل آب محمدآباد و چاه تأمین میشود. محصول آنجا غلات، صیفی، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی و گلیم بافی و نمدمالی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «قربانآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر