معنی قرباقی
7 بازدید
[ قَ رَ قی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قرباقة. (معجم البلدان). رجوع به مادهٔ قبل شود.[ قَ رَ ] (اِخ) عباس، مکنی به ابوالحسن و مشهور به قرباقی. از شاعران بزرگ است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرباقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر