معنی قراکند
5 بازدید
[ قَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد. واقع در ۱۴۰۰۰گزی شمال باختری بوکان و ۱۳۵۰۰گزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۰۲ تن است. آب آن از سیمین رود و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ قَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان. واقع در ۲۸۰۰۰گزی باختر رزن و ۱۸۰۰۰گزی شمال کبودراهنگ. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۴۴۴ تن است. آب آن از رودخانهٔ دمق، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد و تابستان از کبودراهنگ اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ قَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان چاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع در ۲۵۰۰۰ گزی شمال قصبهٔ اسدآباد و ۶۰ هزارگزی جنوب باختر شوسهٔ همدان به قروه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیر و سکنهٔ آن ۲۹ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، انگور، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. طایفهٔ چمور تابستان برای تعلیف احشام به آنجا میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قراکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر