معنی قراولی کردن
4 بازدید
[ قَ وُ کَ دَ ] (مص مرکب) نگهبانی کردن. محارست نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قراولی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر