معنی قراولخانه
5 بازدید
[ قَ وُ نَ / نِ ] (اِ مرکب) پاسگاه. مکانی باشد بلند، یک فرسخ از شهر دور و جمعی از حارسان شب و روز بالای آن چشم براه باشند اگر سیاهی غنیم از دور ببینند برای اِخبار مردمان درون شهر آتشی برکنند، و حارسان مذکور را در فارسی دیده بان گویند هرچند بمعنی مطلق نگهبان است. (آنندراج). جایی که در آن قراولان منزل دارند. (ناظم الاطباء): میان ابروش پر ریو و رنگ است قراولخانهٔ شهر فرنگ است. محسن تأثیر (از آنندراج).[ قَ وُ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۳۶ هزارگزی شمال خاوری تکاب و ۹ هزارگزی خاور راه ارابه رو نصرت آباد به تکاب. کوهستانی معتدل سالم. سکنهٔ آن ۲۷۲ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ وُ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در ۱۸۰۰۰ گزی شمال برازجان کنار شوسهٔ شیراز به بوشهر. موقع جغرافیایی آن دامنهٔ گرمسیر مالاریائی است. سکنهٔ آن ۸۴ تن. آب آن از چاه و محصول آن غلات، تنباکو، خرما و هندوانه و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «قراولخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر