معنی قرال
7 بازدید
[ قَ ] (ترکی، اِ) رئیس. (استینگاس) (ناظم الاطباء). || پادشاه. (استینگاس) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || فرمانده. (ناظم الاطباء). || سردار. || مهتر قوم. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قرال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر