معنی قراضم
4 بازدید
[ قُ ضِ ] (اِخ) نام جایی است در مدینه و آن در شعر احوص خطاب به کسری آنجا که ادعا میکند خزاعة از اولاد نضربن کنانه هستند آمده است : و اصبحتَ لاکعباً اباک لحقته ولا الصلت اذ ضیّعتَ جدک تلحق و اصبحت کالمهریق فضلة مائه لضاحی سراب بالملا یترقرق دع القوم ما احتلّوا ببطن قراضم و حیث تفشی بیضه المتفلق. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قراضم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضم» برای سرودن شعر