معنی قراض
6 بازدید
[ قِ ] (ع مص) مقارضة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پاداش دادن. (منتهی الارب). کیفر دادن و آن در کار بد و گفتار بدی است که انسان به رفیق خود بگوید. (از اقرب الموارد). || به شرکت تجارت کردن از مال غیری. (منتهی الارب). مضاربه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِ) خراج و عشور بر مال. (ناظم الاطباء).[ قَ ] (ع اِ) خراج و عشور بر مال. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قراض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر