معنی قراسنقر
6 بازدید
[ قَ سُ قُ ] (ترکی، اِ مرکب) نام مرغی است شکاری سیاه رنگ. (آنندراج) (برهان). نام مرغی شکاری و سیاه. (ناظم الاطباء). || گاهی کنایه است از شب. (آنندراج) (برهان). شب. (ناظم الاطباء). || غلامان ترک. (آنندراج).[ قَ سُ قُ ] (اِخ) سلطان سنجر پادشاه سلجوقی. (ناظم الاطباء) (برهان).[ قَ سُ قُ ] (اِخ) حاکم دمشق بود. ملک ناصر سلطان مصر حکومت دمشق را به سنقر واگذاشت. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۶۱، ۲۶۲).
کلمات همقافیه با «قراسنقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر