معنی قراس
6 بازدید
[ قُ ] (ع ص) سخت و ستبر از شتر و جز آن. (از اقرب الموارد). قراسیة. رجوع به قراسیة شود.[ قَ ] (اِخ) نام دو کوه است در یمن. (منتهی الارب) (آنندراج). نام کوهی است در یمن. (ناظم الاطباء). آل قراس، کوههای خنک و سرد یا چند پشته است در اطراف سراة و مائد. (منتهی الارب) (آنندراج). نام چندین کوه خنک و سرد نزدیک سراة. (ناظم الاطباء).[ قِ ] (اِخ) نام پسر سالم غنوی شاعر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر