معنی قراخان
5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) نام پادشاه هند است و با اسکندر معاصر بوده. (برهان) (آنندراج). نام پادشاه هندوستان معاصر با اسکندر مقدونیائی. (ناظم الاطباء).[ قَ ] (اِخ) ابن مغول خان که پس از مرگ پدر در مملکت ترکستان به سلطنت رسید. (تاریخ حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۶ و ۷).[ قَ ] (اِخ) ابن منسک. منسک را مغولان دیب باقوخان خوانند وی جد مغولان و از فرزندان یافث بن نوح است. قراخان را پسری بود اغور نام که موحد شد و پادشاهی آن قوم او را مسلم گردید و در نسل او پادشاهی تا یک قرن دوام یافت. (تاریخ گزیده چ امیرکبیر ص ۵۶۲).[ قَ ] (اِخ) نام یکی از مبارزان افراسیاب. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قراخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر