معنی قرابالشیء
6 بازدید
[ قُ بُشْ شَ یْ ءْ ] (ع اِ مرکب) هرچه قریب مرتبهٔ آن باشد. (منتهی الارب). هرچه نزدیک و قریب به مرتبهٔ آن چیز باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به قِراب شود.
کلمات همقافیه با «قرابالشیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر