معنی قرائی
6 بازدید
[ قَ رْ را ] (حامص) قرآن خوانی. قرائت قرآن. قرآن به قرائت خواندن : فتادم در میان دردنوشان نهادم زهد و قرائی ز سر باز.عطار. نمی ترسم که همچون خودنمایان اسیر بند قرائی بباشم اگر در جمع قرایان نشینم ز سر تا پای رعنائی بباشم.عطار.[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۴۴هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و ۲۰هزارگزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۵۳ تن است. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، توتون، چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دشت بخش سلوانا شهرستان ارومیه. واقع در ۹هزارگزی شمال باختری سلوانا و ۵هزارگزی شمال راه ارابه رو جرمی بدکار به ارومیه. موقع جغرافیایی آن دامنه، باطلاق و سردسیر و هوای آن سالم است. سکنهٔ آن ۸۳ تن میباشد. آب آن از چشمه و باطلاق و محصول آنجا غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر