معنی قرائن
6 بازدید
[ قَ ءِ ] (ع اِ) جِ قرینة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || و نیز آنچه برای انسان حاصل میشود از آثار و علامات تا قطع کند بر صحت حقانیت مطلبی یا بر سقم و بطلان آن. (ناظم الاطباء).[ قَ ءِ ] (اِخ) (امیر...) امیری از امرای پرویز و حاکم ملک روم بود چون دولت ساسانیان روی در انحطاط نهاد او طمع در ملک کرد و به تغلب و استیلاء پادشاه شد، مدت دو سال حکم کرد. ارکان دولت با او درنساختند و در شکارگاه بر دست امیری کشته شد. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۱۲۳).
کلمات همقافیه با «قرائن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئن» برای سرودن شعر