معنی قرآن
6 بازدید
[ قُ ] (ع مص) فراهم آوردن و گرد کردن چیزی را به چیزی. گویند: قَرَأَ الشی ء قرآناً (از باب نصر و فتح). || بچه دادن حامل. گویند: قرأت الحامل قرآناً؛ بچه داد آن حامل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || قرائت. قَرء. خواندن. (منتهی الارب). رجوع به قرء شود.
کلمات همقافیه با «قرآن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آن» برای سرودن شعر